سهم رسانه ملی از شعار امسال چیست؟

سرمایه‌د‌ار با کلی غرور شروع می‌کند از افتخاراتش می‌گوید و از اینکه باید ممنون ما هم باشید که داریم جایزه می‌دهیم و با زبان بی‌زبانی می‌گوید که بچه‌جان! اگر من نبودم اصلاً خبری از این برنامه نبود!

کنترل تلویزیون را بر می داری که بعد از یک روز کاری، در جمع خانواده چند لحظه ای استراحت کنی. تلویزیون دارد شبکه دو را نشان می دهد. ویژه برنامه ای به مناسبت روز مادر و ایام میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها. خوشحال می شوی که چه عجب! بعد از مدت ها صدا و سیما به این نتیجه رسیده که در این ایام خوب است برنامه ای این چنینی پخش کند که کام ملت به مناسبت میلاد شیرین شود.
 
هنوز چند دقیقه از برنامه نمی گذرد که به ناگاه مجری برنامه عوض می شود! در چشم به هم زدنی همه چیز انگار تغییر می کند. برنامه ای که قرار بود با مصاحبه هایش، با گفت و گوهایش و با میان برنامه هایش بزرگداشتی برای ایام میلاد حضرت زهرا (س) کار کند به یکباره تبدیل می شود به یک شوی عظیم تلویزیونی برای فلان شرکت تجاری که دارد در کیش مجتمع های آن چنانی می سازد. زیرنویس و بالای سر دکور تند و تند تبلیغات می رود برای شرکت. مجری تازه وارد که با ورودش مجری اصلی برنامه را ناک اوت کرده شروع می کند از تعریف از خوبی های سرمایه داری. می گوید ما باید قدر این سرمایه ها را بدانیم و انگار دارد با فلان وزیر مملکت صحبت می کند. با کلی شور و اشتیاق شروع می کند به سوال کردن از سرمایه گذار آن مجتمع تجاری: چه قدر تو خوبی که به فکر مردمت هستی! چه قدر تو مهربانی که حاضری به مردمت جایزه بدهی! قربانت بروم، دمت گرم، فدای تو...!!!
 
روند برنامه به اعصاب خرد کن ترین نحو ممکن در حال جریان است. به ناگاه آزاده نامداری - مجری که فعلا ناک اوت است!- یک جمله به سرمایه دار می گوید که انگار حرف دل تو و خیلی هایی است که پای برنامه نشسته اند: شما چه جوری انقدر پولدار شدی؟ اصلاً میشه با راه های درست انقدر پول درآورد؟!
 
سرمایه دار با کلی غرور شروع می کند از افتخاراتش می گوید و از اینکه باید ممنون ما هم باشید که داریم جایزه می دهیم و با زبان بی زبانی می گوید که بچه جان! اگر من نبودم اصلاً خبری از این برنامه نبود!
 
یاد برنامه دیروز عمو پورنگ می افتی. عمو پورنگی که بحق جزو معدود برنامه های آموزنده و به درد بخور کودک و تلویزیون است، اما به اجبار مدیران، وسط برنامه اش دهها بار فلان ماکارونی را تبلیغ می کند. برخلاف میل خودش و سازنده برنامه اش، و فقط به اجبار مدیران ...
 
یاد تئاتر 20 دقیقه ای برنامه فیتیله می افتی که تنها یک هدف داشت. هدفی که هیچ ربطی به آموزش و سرگرمی کودک ندارد و فقط برای کسب درآمد است: تئاتری درباره لازانیا!
 
کانال را عوض می کنی. شبکه سه شبکه جوان است. باید یک فرق هایی بکند دیگر! آنتن در اختیار برنامه ای گفت و گو محور است. خبری از دکور تبلیغاتی نیست. فقط چند لحظه می گذرد که دوربین این سمت دکور را نشان می دهد؛ دکوری که پر است از کیسه های برنج خارجی با مارک فلان! تازه می فهمی که اصل حضور آن بازیگر و هنرمند هم بیشتر برای انجام این قرعه کشی است! تا مردم با دیدن این هنرمندان بیشتر جذب این مارک شوند و فروش آن بیشتر...!
 
بر می گردی به شبکه یک. شبکه ملی. شبکه هر ایرانی! اما اینجا دیگر نوبر است! حتی اسم برنامه هم قرعه کشی فلان مارک برنج است!
 
یاد برنامه فوتبال برتر می افتی که در آشفته بازار فوتبال ایران که طبیعتاً حداقل شور و هیجان را برای مخاطب ایجاد می کند، برای هر بازی یک ویژه برنامه می رود با حضور کارشناسان و فوتبالیست ها و حتی بازیگرها! فقط و فقط برای یک موضوع: تبلیغات پژو پارسی که دو اپراتور بزرگ تلفن همراه مملکت جایزه می دهند برای شرکت در سامانه هواداری استقلال و پرسپولیس! خیمه شب بازی ای به نام فوتبال برتر!
 
یاد تبلیغات پفک و چیپس می افتی که روزی شانصد دقیقه از سیمای ملی پخش می شود و قانونی که با کلی سرخوشی چند ماه قبل در رسانه ها پخش شده بود: با توجه به مضرات گسترده چیپس و پفک برای سلامتی کودکان، تبلیغ این نوع اجناس از رسانه ملی ممنوع شد. و حاصل جمع این دو، چیزی نیست جز لبخندی تلخ؛ آدم گشنه، حلال و حرام نمی شناسد...!
 
یاد بسته های 20 تا 40 دقیقه ای می افتی که به طور منظم از رسانه ملی پخش می شود و در آن فلان شرکت از محصولات خودش می گوید...
 
دقت که می کنی تبلیغات هم عوض شده است. دیگر اگر یک تبلیغ بدون جایزه یک واحد مسکونی، لکسوس و پژو پارس و سکه و ... باشد، اوج بی کلاسی است برای آن شرکت!
 
و باز به یاد 430 میلیارد تومان بدهی سازمان صدا و سیما که صدای ریز و درشت مملکت را درآورده. و گروکشی که دولت کرد با صدا و سیما: اگر انصراف از یارانه ها را در طول مدت عید به طور فوقِ گسترده تبلیغ کردی و باعث انصراف مردم از یارانه ها شدی، بعدش از من توقع تامین بودجه مصوبت را داشته باش. باز هم خیمه شب بازی!
 
و ذهنت به خودش اجازه نمی دهد که حتی لحظه ای به این فکر کند که بابا جان! تلویزیون عظیم ترین رسانه تاثیرگذار کشور است با یک ایران مخاطب! و این هایی که دیدی حتی قطره ای نیست از دریای بی کران خیانت پنهان سیما به مملکت و با این وضعی که دارد جلو می رود خودش یک تنه بس است برای پیکار تمام عیار با تمام دار و ندار این ملت؛ نه فقط اقتصاد و فرهنگ ...
 
و با وجود مبارک این رسانه فاخر و ملی هیچ نیازی هم به ماهواره و شبکه هایش نیست...
 
پ.ن: این روزها حال تلویزیون «خیلی» خراب است؛ برایش دعا کنید!
کد خبر: 42

تاریخ خبر:

کلید واژه ها: استقلال و پرسپولیس - اقتصاد - پول - تبلیغات - جنگ - دولت - رسانه ملی - سازمان صدا و سیما - کودکان - مصاحبه -

آرشیو