نقدی بر سخنان لیبرالیستی شریعتی در ارومیه /

سخنان احسان شریعتی در دانشگاه صنعتی ارومیه حاوی مطالب حاشیه ای بسیاری بود که برای پاسخ گویی به آنان باید از سخنان دکتر علی شریعتی بهره جست.

سخنان احسان شریعتی در دانشگاه صنعتی ارومیه حاوی مطالب حاشیه ای بسیاری بود که برای پاسخ گویی به آنان باید از سخنان دکتر علی شریعتی بهره جست.

در پایان مراسم افتتاحیه دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی ارومیه که با حضور احسان شریعتی و پاسخ گویی وی به سوالات دانشجویان برگزار شد، سخنانی از سوی شریعتی مطرح شد که جای دارد در خصوص آن نکاتی به اطلاع دانشجویان و مخاطبان برسد.

در این مطلب سعی شده است تا با استناد به سخنان دکتر علی شریعتی پاسخ سخنان سخیف مطرح شده از جانب فرزند ایشان داده شود.

*آیا شما انقلابی هستید یا اصلاح طلب؟

دکتر شریعتی هم انقلابی بود و هم اصلاح طلب!او«ابوذر غفاری» صحابه ی جلیل القدر پیامبر اعظم(ص) را که از نظر او یک انقلابی تمام عیار بود را می ستایدو می نویسد:«...ناچارم از مراد محبوبم،ابوذر غفاری،که اسلامم و تشیعم و آرمانم و دردم و داغم و شعارم را از او گرفته ام تقلید کنم که وقتی در مدینه و شام فریاد برآورد و تندروی هایی کرد که هیچ مصلحت نبود!و بجای اینکه بنشیند و بشیوه ی "اهل تحقیق و علم و نقد" خیلی آرام و آهسته آهسته و با نزاکت حقایق را برای عده ای از خواص و اهل تحقیق مطرح کند،استخوان پای شتر را از کوچه بر می دارد و یک راست سراغ خلیفه ی رسول الله می رود و فریاد می زند:"ای عثمان، فقرا را تو فقیر و اغنیاء را تو غنی کردی.[1]"

دکتر شریعتی دین ابوذر را ایدئولوژی ابوذر و خاصیت آن را در قیام علیه ظالم و فاسد می داند،که استخوان پای شتر در دست می گیرد و به در خانه ی حاکم می رود و بر سرش فریاد می زند و شریعتی وقتی ابوذر را می ستاید،انقلاب و انقلابی بودن را می ستاید،در واقع ابوذر  قاطع،صریح،شورنده و انقلابی علیه ظلم اموی عثمان را نخستین معشوق خود می داند و تحقق چنین انقلابی را تبلیغ می کند.و شخص غیر انقلابی را فاقد ایدئولوژی و کسی که ایدئولوژی نداشته باشد را انسان نمی داند.[2]

دکتر شریعتی اسلامی را می پسندد که ابوذر پرور یا انقلابی پرور باشد و معتقد است اسلامی که از دل آن امثال ابوذر که بی محافظه کاری استخوان شتر در دست بگیرد و علیه ظلم و جور بشورد،اسلام و ایدئولوژی بی خاصیت است[3]،و به همین دلیل در 22 سالگی کتاب جودۀ الساحره-نویسنده عرب- در مورد «ابوذر غفاری» را به فارسی ترجمه کرد.

در حقیقت هدف دکتر شریعتی از طرح شخصیت ابوذر غفاری،طعنه ی به کسانی است که همانند فرزندشان احسان شریعتی،مدعی اند همچون اهل تحقیق و علم و نقد باید نشست و با نزاکت و بی سر و صدا و بی خطر از ظلم و جور و ظالم «انتقاد» کرد،«استخوان پای شتر بدست گرفتن ابوذر» از نگاه شریعتی عین انقلابی بودن است.

 

*اگر علی شریعتی در سال88زنده بود چه موضعی می گرفت؟

دکتر علی شریعتی یکی از معدود کسانی است که علی رغم تمام کاستی های فکری اش،علاقه و اعتقادی قوی به اهل بیت علیهم السلام و بویژه مکتب حضرت سیدالشهداء علیه السلام دارد،شریعتی حسین(ع) را اسلام مجسّم و مجسّمه ی اسلام انقلابی که همان اسلام ظلم ستیز و اسلام قیام کننده علیه ظالم است می داند.

شریعتی مکتب امام حسین (ع) را مکتبی برای همه ی تاریخ معرفی می کند و می نویسد:«این که حسین(ع) فریاد می زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟"هل من ناصر ینصرنی؟"،مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟این سوال،سوال از فردای تاریخ بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ی ماست»[4].

اگر نویسنده ی جملات فوق شریعتی است،قطعا و یقینا ایشان اگر سال88در قید حیات بودند علیه مخالفان و معاندان تفکر امام حسین(ع) که با بی حیایی پرچم این امام بزرگوار را آتش زدند قیام می کرد، بر خلاف فرزندش احسان شریعتی که خلق و خوی لیبرالیستی به مرور او را از هر گونه اعتقاد و آرمان خواهی محروم کرده است.

 

*به نظر شما در کشور ما قانون اساسی مقام بالاتری دارد یا فرمان هشت ماده ای امام(ره) و مصلحت اندیشی؟

ایران دارای جامعه ای اسلامی شیعی است،و جامعه ی اسلامی عقلاً و منطقاً حکومتی اسلامی شیعی طلب می کند که در زمان غیبت امام زمان(عج) به صورت حکومت مبتنی بر ولایت فقیه تشکیل می شود.

قانون اساسی در جامعه ی اسلامی در واقع قانون اسلامی و ولی فقیه حاکم اسلامی است و اصولا بحث از اینکه کدام یک مقام بالاتری دارد،از اساس غلط است. چرا که رابطه ی این دو عرضی است و نه طولی،و حاکم اسلامی و قانون اسلامی مکمل یکدیگرند نه محدود کننده،که صحبت از مقام و رتبه باشد. همانطور که نمی توان پرسید قاضی دادگاه مقام بالاتری دارد یا قانون دادرسی!که هردو لازم و ملزوم یکدیگرند و یکی بدون دیگری خاصیت و کارکردی ندارد.

از این نگاه فرمان هشت ماده ای امام(ره) نه از قانون اساسی بالاتر است و نه پایین تر،بلکه دستوراتی است در جهت اجرای بهتر و دقیق تر اصول قانون اساسی.

شاید مسئله ی جرم سیاسی هنوز کاملا از نظر حوقی تدوین نشده باشد،اما به میزانی که این موضوع مبهم است،قوانین مربوط به «اقدام علیه امنیت ملی» روشن و گویا است،تا جایی که اکثریت جامعه هر اقدامی علیه امنیت ملی را مترادف با خیانت به ایران و انقلاب اسلامی میدانند.

 

*میر حسین موسوی کی از حصر رهایی می یابد؟نظر شما در مورد حصر وی چیست؟

ای کاش آقای احسان شریعتی،جلسه سخنرانی را دادگاه و خود را قاضی ننموده و حکم نمی دادند:«این مسئله باید هرچه سریع تر و به بهترین شکل ختم بشود» وکمی هم حرمت قوه ی قضائیه را نگه می داشتند و با استفاده کلماتی چون «باید»،«سریع تر» و... برای این قوه تعیین تکلیف نمی کردند و در مورد کسانی که با ادعای دروغ تقلب جان و مال و ناموس و اعتقادات ملت را به بازی و تمسخر گرفتند سکوت می کردند.

 

*ایران قبل از انقلاب بهتر بود یا بعد از انقلاب؟

هر طور هم حساب کنیم،ایران بعد از انقلاب به مراتب پاک تر،سالم تر و پیشرفته تر از دوران فاسد قبل از انقلاب است،دورانی که شخص اول کشور چاکر دست به سینه ی امریکا بود و سربازان امریکایی بابت کار در ایران «حق وحوش» می گرفتند و عزت و غیرت ایران و ایرانی به یغما رفته بود.

اگر نقص و به قول آقای احسان شریعتی بدی هم در دوران بعد از انقلاب وجود دارد نه در تداوم بدی های گذشته و عمدی است،بلکه به خاطر وجود افرادی است که منافقانه و مزورانه برای رسیدن به مطامع مادی و فردی شان لباس انقلابی ها را پوشیده در حالی که کوچکترین اعتقادی به اصول اسلام و انقلاب ندارند.

 

 

[1]-علی شریعتی،مجموعه ی آثار،ج22،ص300

[2]-علی شریعتی،مجموعه آثار،ج16،ص28

[3]- علی شریعتی،مجموعه ی آثار،ج22،ص300

[4]-علی شریعتی-کتاب حسین(ع)،وارث آدم

منبع: نسل برهان

کد خبر: 94

تاریخ خبر:

کلید واژه ها: اسلام و انقلاب - امنیت ملی - انقلاب - اهل بیت علیهم السلام - بازی - جرم - سر و صدا - علی شریعتی - فقیر - میر حسین موسوی -

آرشیو